الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
236
نيايش در عرفات (فارسى)
آن خالق و آنچه به آن مخلوق و مخلوقات مىگوييم ، چيزى به عنوان وجود نيست كه اصل در تحقق است و متحقق حقيقى آن است . با آيات قرآن مجيد و دعوت انبياء كه تمام آن بر اساس فرق تمام بين خالق و مخلوق است و اينكه خالق در حقيقت ذات غير از مخلوق است و بالذات از هم ممتازند و با خدايى كه انبيا و قرآن معرفى كرده و همه در فهم آن از قرآن شريك و مساوى هستند و با صفات خدا و اراده و اختيار و خلق و ابداع ، اگر نگوييم ناسازگار است ، سازگاريش مفهوم نيست . و آنچه از خالق مفهوم مىشود غير از چيزى است كه از علت اولى مثلًا مفهوم مىشود . و همچنين مخلوق و معلول داراى مفهوم واحد نيستند آنچه را آن اصطلاحات به آن رهنمون مىشوند با آنچه اصطلاحات انبيا به آن رهنمون است ، رهنمون نيست . وراى امور متحققه و خارجيه ، چيزى را به نام وجود واقعى و حقيقى دانستن و آن را اصل شمردن و امور خارجيه را اعتبارى شمردن و به عبارة اخرى : متحقق و واقعيت و خارجيت داشتن را به آن منحصر دانستن و حقيقت خالق را كه منزّه از ادراك است آن گفتن و ربط بين خالق و مخلوق را ربط بين علت و معلول گرفتن يا تفسير ديگر گفتن ، با آيات قرآن كه مبنى بر تنزّه خدا از صفات مخلوق و غيريت خالق از مخلوق و واقعيت داشتن اشيا به شيئيت